تبليغاتX
پاییزی باش چون من تنها

پاییزی باش چون من تنها

شاید کسی نداند ـ دنیا چنین نماند

گاهی خیال میکنیم که میتوانیم دنیا را عوض کنیم

اما هرگز نمی شود

حتی اگر خودمان را تغییر دهیم

هر روز که میگذرد افسرده تر می شوم

اما بازهم ادامه میدهم

خیلی دلم گرفته ـ خیلی

اماچه میشود کرد

جز لبخند بر اخم روزگاران

آمدیم و افتادیم توی گود زندگی

بهتره که نبازیم

حتی برای لحظه ای

همیشه مثل احمقا خودم ، خودمو دل داری میدم

اما یه سوالی ذهنمو درگیر کرده

میشه کسیو عوض کرد؟

+ نوشته شده در  89/07/17ساعت 20  توسط پاییز  | 

می خندم و می گریم

قیصر چه شعر قشنگی سروده

ناگهان چقدر زود دیر می شود

چرا اینطور شد

نمی دانم

حتی نمی دانم چرا مرا آفرید

هزاران سوال بی جواب در ذهنم مانده .

اما جرات پرسیدنشان را هم ندارم

نمی شود!

می دانم که نمی شود پرسید:که چرا سرنوشت اینطور رقم خورد؟

می دانم که جوابی برای چراهایم ندارم

پس فقط می خندم و می گریم

روز می خندم و شب می گریم

هرگز دوست ندارم کسی برایم ترحم کند یا خودش را در غم من شریک بداند

چون دیگران را نمی شناسم

همسایه امان را که از قبل تولدم اینجا بود هنوز نمی شناسم

بقال سرکوچه امان را نمی شناسم

همکلاسی ام را نمی شناسم

هیچ کس را نمی شناسم

و می دانم که آنها مثل رنگین کمانند هر روز رنگ عوض می کنند

آخر چرا خود را شریک غمم بدانند و در دلشان به حال زارم بخندند

می خندم

به آنها می خندم

به ریششان می خندم

و هرگز به آنها نخواهم گفت که چقدر از آنها متنفرم

بگذار در خیال خامشان خر بودن مرا تا عمق وجود احساس کنند

بگذار من لحظه ای باعث شادمانی کذایی اشان باشم

شما هم برای دیگران بخندید

برای خود بگریید

که هیچ کس در این دنیا جز خدا مونس و همدم واقعی نیست

هیچ کس

باور کنید!!!

 

 

+ نوشته شده در  88/12/04ساعت 20  توسط پاییز  |